شبهای قدر

 در شب تقدیر

برهنه ‏ام؛ برهنه از تمام نیکی‏ها و بی‏گناهی‏ ها. زیر سقف بلندِ این شب، این شبِ آرزومندی، نشسته ‏ام و سجاده ساکتم را فرمانروای دلم کرده‏ ام... .


اشک‏هایم آن‏قدر بی‏قرارند که دست بردارِ سجده‏ های طولانی نیستند.


باید امشب خود را از این بغض‏های تلنبار قدیمی رها کنم! باید تکلیف تقدیرم را با اشک‏های پشیمان و عذرخواه، به زلالی رقم بزنم.


از آن بالا به این «العفوِ» قرآن به سر، به این «الغوث» نفس‏ بریده، مهربان‏تر نگاه کن تا سرنوشت پیش رویم به یُمن عنایت امشبت سربلند شود.

 

 

 

نویسنده مطلب/مقاله : سایت بیتوته


درج کننده مطلب/مقاله : کریمی